قدر گوهر را گوهري داند و بس.دو رکعت نماز را به چند دقيقه خواب ، نجابت را به نگاهي هوس آلود ، حق را به مقداري پول ، احترام بزرگان را به دقيقه اي راحتي ، عدالت را به نام و نفس را به تشويقي از روي ناداني فروختيم.

چرا ارزش آدمي ايقدر کم شده است؟ ارزش آدمي چقدر است؟ من ايراني مسلمان موّحد ، شيعه اهل البيت ، با بيش از هشت هزار سال تارخ ، تنها ملّتي که پيوسته موّحد و نژاده بوده اند ، چقدر ارزش دارد؟ تا به کي برده ي نامردمان زمان؟
+ در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 22:27 به دست محسن پریژه |
حجاب براي نگه داشتن حريم است.ما ملّتي مسلمان هستيم و در آيين ما حد حجاب به طور کامل بيان شده است.مردان آراسته و پوشيده که فقط از گردن به بالا و از زانو به پايين ، زنان پوشيده کامل که فقط قرص صورت و از مچ به پايين مستثني شده است.دقت بفرماييد نوع پوشش نيامده و فقط به حدود آن اشاره شده است.يکي از دلايل عدم رعايت اين حدود امنيت جامعه ي اسلاميست که جنسيّت سبب تمايز بين افراد نميشود.عدم شناخت مردم از دين و عدم دسترسي به منبع صحيح وهم مهمتر از همه ناتواني والدين در آموزش اين مسائل به فرزندان موجب اين بي فرهنگي و حقارت شده است.

چرا منابع ديني را نميشناسيم؟ ما مشکل داريم يا آموزشهاي والدين؟ نجابت مردم کجا رفته است؟
+ در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 22:25 به دست محسن پریژه |
دليل پيشرفت وتوسعه صنعتي را که دنبال ميکنيد به يک نتيجه جالب ميرسيم.هر گاه اروپاييان توانسته اند در امور جاري و بين المللي خود را کشوري قدرتمند نشان دهند که به قانون اساسي پاي بند بوده اند هرچند قانون اساسي دچار مشکل و تناقض بوده است.اين بيان منتج است به اينکه ما کشوري مسلمان ، موّحد ، مردم سالار و داراي نظام سياسي مستحکم به دليل پايبند نبودن به قانون اساسي قدرّت بين الملل خود را از دست داديم.انتخابات که يادتان است.

چرا به قانون اساسي پايبند نيستيم؟ مشکل ما قانون است يا استبداد مخفي درون خود؟ چرا اين جنجالها را به پاي ملّت مينوسند و حکومت را مقصر نشان ميدهند؟
+ در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 22:23 به دست محسن پریژه |
ايراني بزرگ بوده و بزرگ است.هرچه در تاريخ ايران ، چه قبل ورود آريايان چه زمان شاهان آريايي چه زمان ايراني اسلامي همه و همه حاکي از بزرگي و عظمت ايرانيان بوده است.زماني هفتاد و دو ملّت زير پرچم ايران بوده اند.از مصر تا چين ، از يونان شرقي تا هند و پاکستان ، از يمن و حاشيه درياي پارس تا ماوراء نهر و قفقاز ، همه و همه ايران بزرگ بوده است.فرهنگ ما ، تنها فرهنگ اصيل زنده دنياست.تنها ملّتي در دنيا هستيم به زبان نياکانمان آشناييم(فقط خطمان عوض شده است).
امروز چشم اميدمان به سوي شبکه هاي فارسي زبان است.روش ، آداب و هويت خود را از اين منبع ميگيريم.اين شبکه ها برنامه هايي را پخش ميکنند که با فرهنگ ما سازگار نيست.انواع ارزش ها را ، ضد ارزش و انواع ضد ارزش ها را ، ارزش نشان ميدهند.اين پيام ها به صورت ناخود آگاه در ذهن بيننده قرار ميگيريد براي مثال برنامه هاي طنزي را گلچين و پخش ميکنند که طلاق و رابطه خياباني دختران ارزش و نجابت و به دنبال خوبي رفتن ضر ارزش تلقي ميشود ، چون برنامه طنز بوده بيننده اين پيامها را به صورت کامل و بدون هيچ برداشتي دريافت ميکند.کافيست کساني که مدّت مديدي برنامه ها را ميبينند ، مشاهده کنيد ، کاملاً هويت خود را از دست داده و تفکراتي هنجار شکن را دارند.

هدف از پخش اين برنامه ها چيست؟ چرا اين هزينه ي کلان را ميپردازند؟ چه سودي از اين هزينه ميبرند؟ هدف آنها دراز مدّت است يا کوتاه مدّت؟
+ در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 9:48 به دست محسن پریژه |
+ در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 9:46 به دست محسن پریژه |
توسعه يعني اصلاح روش زندگي و حرکت به سوي بهره بري بيشتر ، کنار گذاشتن خرافات ، حرکت به سوي کمال انسانيّت ، يافتن وقت بيشتر براي ساختن خود انسان.گاهي خرافاتي از روي ناداني پيش مي آيد که بايد آن را کنار گذاشت.گاهي سنتي منسوخ شده ، روش و کيفيّت زندگي را بهبود ميبخشد پس بايد آن را احيا کرد.گاهي سنت و روش زندگي فعلي جواب گوي زمان نيست پس بايد سنتي را با بررسي ساير ملل و تجربيّات آن و همگام سازي آن با فرهنگ خود اقدام کرد تا اين نقيصه رفع شود.گاهي سنتي اشتباه و نه از روي آگاهي و به تقليّد کورکورانه وجود دارد که بايد آن را منسوخ کرد.
همه و همه براي يک هدف والاست ، کمال انسانيّت؛ انسانيّت داراي معياريست که تمام انبياء شاخصه ي آن را براي ما مشخص کرده اند.از آدم(ع) تا خاتم(ص) روش آدم بودن را بيان کرده اند ولي هميشه قابيليان و هابيليان بوده اند.مهم اين است که حق و باطل را بشناسيم.توسعه اي که جوابگوي نياز کمال طلبي انسان نباشد اصلاً توسعه نيست.

چرا توسعه را تقليّد کورکورانه از غرب ميدانند؟ چراغ توسعه را مساوي با غربزدگي ميدانند؟ چرا ايران بزرگ را توسعه نايافته ميخواهند؟ من جوان ايراني ، در اين ميان چه بايد کنم؟
+ در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 9:45 به دست محسن پریژه |

+ در چهارشنبه هشتم مهر 1388 ساعت 8:52 به دست محسن پریژه |
ايران يکي از چهار امپراطوريهاي جهان بوده است.خيلي از زير ساختهاي جهان امروز حاصل اين تمدّن کهن است.خيلي ازاين زير ساختها راميشناسيم و صدها برابرش نه.فرهنگ ايراني هزارن زير گروه داشته و هزاران فرهنگ را ساخته است.از زماني که اين بزرگي خود را فراموش کرده ايم، ايران رو به ضعف پيش رفته است.ملّتي که ملّتهاي ديگر دنبال رو او بوده اند، خود امروز به دنبال روي از اروپا پيش ميرود.البته گروهي که دنباله روي چشم بسته دارند، کمند ولي اين اندک سر و صداي زيادي دارند.ايران صلاحيت رهبري جهان را دارد ولي رهبران فعلي جهان ما را بر ضد منافع خود ميبينند.رهبري ايران آميزشي از معنويّت و مادّيّت است و رهبري فعلي فقط مادّيّت را در نظر ميگيرد، نه براي همه براي گروهي اندک.اين گروه اندک با ثروت و قدرت کاذب، رفاه جهاني را فداي خود ميکنند.

اگر نياکانمان، ايران و جهان امروز را ببينند در مورد ما چه فکر ميکنند؟فرزندانمان در مورد ما چه فکر ميکنند؟کي رهبري اين جهان را به دست خواهيم گرفت؟رسالت ما براي رهبري چه خواهد بود؟اين رهبري به کدام هدف خواهد بود؟
+ در یکشنبه پنجم مهر 1388 ساعت 8:2 به دست محسن پریژه |
اولیّن کشوری که اقدام به تغییر ساعت رسمی کرد انگلیس بود.این اقدام جهت هماهنگی دیوانی و تجاری با کشورهای توسعه یافته ی اروپا انجام شد.امروزه هم این کار در اروپا رواج دارد.در ایران هم ساعت رسمی کشور تغییر پیدا میکند.اولیّن بار اعلام شد این حرکت، جهت صرفه جویی در استفاده از منابع انرژی صورت میگیرد.امّا بعد اعلام شد این اقدام تأثیری در مصرف انرژی ندارد.زمانی که دولت از تغییر ساعت رسمی خود داری کرد نماییندگان مجلس از این اقدام دولت ناخوشنود بودند پس این تغییر را قانونی کردند تا دول بعد این کار را اجباری انجام دهند.نتیجه ی این اقدام دو ماه ناهماهنگی مردم و دستگاههای دیوانی کشور را در پی داشت.
نمایندگان درتوضیح علّت این اقدام گفتند:«همه جا ساعت را تغییر دادند پیشرفت کردند ما هم تغییر دهیم تا پیشرفت کنیم.»به عبارتی خود نمایندگان مجلس هم علّت کار خود را نمیدانستند.

چرا باید قانونی موجب ناهماهنگی داشته باشیم؟ چرا این قانون کنار گذاشته نمیشود؟ راستی ساعت چنده؟ قدیم یا جدید؟
+ در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 9:56 به دست محسن پریژه |
چه بر سر ما ایرانیان آمده است؟ ما همان مردمیم که هفتاد و دو ملّت را زیر پرچم داشتیم و هیچ صحبتی از نژاد پرستی و درجات شهروندی نبود.امروز گروهی اندک در شهری بزرگ تجمّع دارند، خود را صاحب مملکت میدانند، خواهان در دست گرفتن امور کشوری هستند و سایرین، اکثریت خاموش فقط ناظر دعوای این گروهند.

این نژاد پرستی و سهم خواهی نا عادلانه به چه سبب است؟هدف این گروه از به دست آوردن قدرت چیست؟این گروه کوچک چرا بیشترین امکانات را در اختیار دارند؟
+ در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 10:1 به دست محسن پریژه |
مرامنامه

اینجا مکانی برای بیان دغدغه های هویتی من برای ایرانی بودن است.
دوستان
پیوندهای روزانه
خبرنامه
ابزار